کتاب " گلها همه آفتابگردانند " قیصر امین پور را می شود بر اساس قیمت پشت جلدش با یک اسکناس هزار تومانی ناقابل تهیه کرد ولی من یک جلد از همین کتاب را دارم که حاضر نیستم به هزار برابر پشت جلدش بفروشم . اگه این سوال برایت پیش آمده که چرا ادامه مطلب را حتما بخوان
سالگرد درگذشت مصطفی ساریخانی شاعر خوب همشهریمون را به همه تسلیت می گم . اگه می خواین بیشتر درموردش بدونین وبلاگ من و لوبیای سحر آمیز رو حتما بخونین
«بابابزرگ كرم ها»
امروز من شاعر شدم
يك شعر زيبا گفته ام
اين را كه من يك شاعرم
تنها به بابا گفته ام
باران گرفت امروز صبح
تا باغچه شد خيس آب
اين قصه شعر من است
يك قصه پرآب و تاب
در باغچه ديدم پر از
صد جور كرم ناقلاست
گفتم شلنگ باغچه
بابازرگ كرم هاست
«درخت »
آسمان نوشت
توي فصل سرد
باد و باد وباد
ابردوره گرد
برف از درخت
كرد چند بوس
تا كه شد درخت
مثل يك عروس
«عينك آقاجان »
عينك آقاجان
مثل مال من نيست
پدرم مي گويد
عينك او طبي است
عينك او روي
ميز توي حال است
من گرفتم دستم
چقدر باحال است
گفت آنرا بده من
دخترم! تارا جان !
عينكش را زد و گفت
كه تويي سارا جان !
«كلاغ پير »
اين كلاغ پير
نازنازي است
روي سيم برق
گرم بازي است
سنگ زد كسي
باز بي خبر
قصه شد تمام
با كلاغ پر