پيشتر از انكه به دنيا بيايم با فرشته هاروي زمين قرار داشتم شبي سرد شيطانترين انها آمد تولدم را تبريك گفت و مرا بوسيد از آن شب چنان آتشي در دلم افتاد كه سالهاست خدا هيزم جهنم را از بخار دهان من كه گاه آه مي شود و گاه شعر مي گيرد محسن كريمي – ملاير--------
منوي وبلاگ