سلام
اينبار
دو غزل از سال 82 را انتخاب كرده ام .- از خاموشي ها و فراموشي ها!!!!-
غزل يك
شعري سپيد نذر دو چشم سياه تو
يك عاشقانه پيشكش قرص ماه تو :
از شوق چشمهاي تو سرمست و بيدلم
از مستي مدام دو چشم سياه تو
از چشمهاي توست همين عاشقانه هم
وز خنده هاي خوبتر گاه گاه تو
وصفش كنم ؟ قياس كنم با دو چشم كي ؟
خورشيد روسياست ز برق نگاه تو
بيهوده نيست قافيه را باختم چنين
آخر قيامت است دو چشم سياه تو
گل مي كند دوگونه ات از شرم اشتباه
قربان گونه هاي تو و اشتباه تو
*
من مي روم زياد مهم نيست خوب من
دست خداي ما همه پشت و پناه تو
غزل 2
همه گفتند دلي وسعت دريا داري
آه دريا تو ببين كنج دلم جا داري
هركجا مي نگرم باز تو را مي بينم
زير هر نقش در اين خانه تو امضا داري
بي خودي نيست كه تب دار توام مي سوزم
بيخودي نيست كه تو كنج دلم را داري
همه شب ياد من اين است به فكرم باشي
همه جا فكر من اين است مرا ياد آري ...
....آه دريايي من كاش كه تبخير شوي
تا يقينت بشود كوه نمك ها داري!
در پناه حق